عبد الجليل قزوينى رازى
412
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و على و آل على از رافضى و ملحد بيزارند . چهارم - رافضى رايت سپيد دارد ؛ و ملحد رايت سپيد دارد . پنجم - [ ملحد ] گويد : برين شرع اعتمادى نيست ، عزيز مصر شرح آن داند ، رافضى گويد : قائم شرح آن داند كه معصوم است . ششم - ملحد ذمّ بو بكر و عمر و همهء صحابه و سلف كند و رافضى همين كند و اصل مذهب رافضى خود اينست . هفتم - ملحد را در هيچ زاهدى و امامى اعتقادشان نباشد همه اعتقادشان در غولى خوكى بىنمازى كوهيى سنگدلى باشد ، و رافضى را همين سيرت باشد هرگز ايشان را در هيچ قاضيى امامى زاهدى مصلحى اعتقادشان نباشد ، اعتقادشان در خمّارى مفسدى عوّانى باشد ، اندى تبرّا كنند از سلف صالح فقط ، و رافضى خير العمل زند در بانگ نماز ، و ملحد همين كند . هشتم - رافضى انگشترى در دست راست دارد و ملحد همين كند . نهم - ملحد پنج تكبير كند بر مرده ، رافضى هم اين كند . دهم - ملحد در نماز دست فروگذارد و رافضى همين كند ، و ملحد بهفت امام بگويد از بطن على ، و رافضى دوازده گويد ، و رافضى على و أئمّهء دگر را « صلوات اللّه عليه » نبيسد و گويد ، و ملحد همين كند ؛ همه را « صلوات اللّه عليه » نويسد ، و نام امامان در نماز گويند ، آنگه ملحد وضو هم چنان كند كه رافضى » . امّا جواب اين كلمات و فصول كه از سر جهل و بىعلمى و خيانت ايراد كرده است بتوفيق خداى تعالى و ببركات مصطفى و آلش برود ان شاء اللّه تعالى و به الثّقة . امّا جواب آن كلمت كه « حدّ سيوم اين خانه با ملحدى دارد » چون ازين فصل فارغ شويم خانهء خواجه با وى نمائيم كه كجاست و چگونه است كه پندارى مست است راه با خانه نمىداند ، و بحدّى روشن گردانيم كه سر از ننگ مذهب از آن خانه بدر نتواند كردن .